محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

481

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

تا زمانى كه امور مسلمانان به راه باشد و تنها به من ستم روا شود ، از در آشتى درخواهم آمد . » « 1 » ( و إنّما طلبوا هذه الدّنيا حسدا لمن أفاءها اللّه عليه . . . ) آنان از روى حسد بر امام عليه السّلام شوريدند و به منصب خلافت طمع داشتند . ( فأرادوا ردّ الأمور على أدبارها ) آنان تلاش كردند ، خلافت را از امام عليه السّلام بازستانده و به ديگرى واگذارند ؛ همان‌گونه كه پيش از اين نيز چنين كرده بودند . ( و لكم علينا العمل بكتاب اللّه تعالى و سيرة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و القيام بحقّه و النّعش لسنّته ) ضمير در « حقه » و « سنّته » به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بازمىگردد . منظور از « النعش » نيز برپا كردن و بلند كردن سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . معناى اين بند چنين است : خداوند و مسلمانان بر من حقوقى دارند كه همان عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و بلند ساختن آن است و من به آنها پايبند هستم . هيچ‌يك از صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، جز از راه تقوا و عمل به سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، قداست و احترامى ندارد ؛ هرچند خليفه يا خويشاوند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله باشد . منظور از سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين‌جا خصوص واجبات آن است ؛ همان‌گونه كه در روايت زير نيز منظور همين است : « هركس از سنت من روى گرداند ، از من نيست . » « 2 » در حالىكه در برخى روايات ديگر ، سنت به عموم واجبات و مستحبات گفته شده است و در پاره‌اى روايات ديگر تنها به مستحبات ، سنت گفته شده است . در اصطلاح فقها نيز ، واژه « سنّت » به مستحبات گفته مىشود .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 74 . ( 2 ) . صحيح بخارى : 5 / 194 ح 4776 ؛ تفسير قرطبى : 6 / 261 .